گزارش یک همسفری با یک خیریه – بخش ششم

مدرسه‌ای که نه تخته‌ای برای نوشتن در کلاسهای آن وجود داشت و نه میز و صندلی‌ای حتی برای دانش‌آموزان آن، اما ذوق و اشتیاق تحصیل و علم آموزی و آموزش و یاددهی در چشمان و رفتار دانش‌آموزان و معلمان آن موج میزد.

در ادامه
همراهی ما با مؤسسه خیریه در اجرای طرح اهدای لوازم التحریر و کیف به دانش‌آموزان
نیازمند و محروم منطقه جنوب غربی سیستان و بلوچستان، حرکتمان را از غرب کتیج به
سمت «روستای اسفند» که در این مسیر دورترین مقصد بود در پیش گرفتیم و در این بین
به روستاهایی که در این مسیر واقع بودند هم مراجعه نموده و هدف طرح در پیش گرفته
شد، و در این بین بازدیدی هم از مدارس این منطقه به عمل آمد.

اولین
مقصد در این مرحله از سفر روستای «دراپ» بود روستایی با ۱۸ خانوار و مجموعاً ۷۸
خانوار که از این تعداد ۱۹ نفر آنان را دانش‌آموزان مقطع ابتدایی تشکیل می‌ دادند
که در آن روستا مشغول به تحصیل بودند، با حضور در مدرسه این روستا لوازم التحریر و
کیف تقدیم آنان شد و مسیرمان را به سمت مقصد بعدی که روستایی با عنوان «گردانو»
بود ادامه دادیم، چیزی که در اینجا ملاحضه میشد حداقل برای من قابل باور نبود اما
بااین حال دانش‌آموزان با ذوق و اشتیاق به سواد و علم آموزی مشغول تحصیل بودند و
معلمان آنان هم با علاقه‌‌ و دلسوزی وافری به وظیفه خود عمل می‌نمودند!

در اینجا
بود که ضرب‌المثل شنیدن کی بود مانند دیدن، صدق می‌کند مدرسه‌ای مخروبه و مدرسه‌ای
که از ساده ترین امکان یک مدرسه که همان میز و صندلی و تخته است بی‌بهره بود، در
این مدرسه امکان نگارش بر تخته وجود نداشت چون عملاً تخته‌ای برای این کار موجود
نبود از سه اتاق این مدرسه که در آنها کلاس برگزار میشد یکی بیشتر به یک انباری
شبیه بود تا کلاس درس چون کاربری واقعی آن هم همین بود و تخته ای در آن تعبیه نشده
بود و به دلیل فضای اندک آن امکان چنین کاری هم وجود نداشت و دو کلاس دیگر هم
انگار سالها بود که عمر تخته‌های نگارش آن به پایان رسیده بود.

از تخته
که بگذریم حتی برای معلم‌های این مدرسه صندلی‌ای جهت نشستن وجود نداشت و بیشتر
دانش‌آموزان هم جایگاهشان بر روی زمین کلاس بود چون فاقد میز و صندلی کافی بودند و
همان میزان اندک هم به اندازه‌ای فرسوده بودند که نیاز به تغییر و یا تعمیر اساسی
داشتند.

از وضعیت
ساختمان این مدرسه هم سخن بسیار است که در این بین از آن صرفه نظر میکنیم و در
گزارش مجزا به آن خواهیم پرداخت و امیداوریم که مسئولین و خیرین محترم هرچه سریع
تر به وضع این مدرسه و دانش‌آموزان و معلمین آن رسیدگی نمایند.

اما در
ادامه برحسب وظیفه این سفر در این روستا هم لوازم التحریر به دانش‌آموزان اهدا
گردیده و پس از گپ و گفتی مختصر با دانش‌آموزان و معلم‌های آن مدرسه مهیای ادامه
سفر گردیدیم.

لازم به
یادآوریست که در این مدرسه ۳۷ هفت دانش‌‌آموز که از این میان ۲۰ نفر آنان در مقطع
راهنمایی و ۱۷ نفر در مقطع ابتدایی مشغول به تحصیل بودند که هر دو این مقطع در
همان مدرسه و در همان وضعیت برگزار  می‌گردید.

پس از آن
مسیرمان به سوی مقصد بعدی که «روستای اسفند» بود در پیش گرفتیم و با حضور در این
روستا به مدارس مقاطع مختلف آن حضور پیدا کرده و با مسئولین هرکدام از این مدارس
دیدار و لوازم تحصیلی به آنان تقدیم گردید، که در این روستا مجموعاً ۲۰۹ بسته
لوازم‌التحریر و کیف به دانش‌آموزان آن در مقاطع ابتدایی تا دبیرستان از دخترانه و
پسرانه تقدیم شد، اما وضعیت مدارس این روستا هم فرق چندانی با مدارس فرسوده و
تخریبی مناطق دیگر در این خیطه از بلوچستان نداشت، مدرسه‌ای دخترانه که دانش‌آموزان
دو مقطع در دو شیف مشغول به تحصیل بودند اما از بخش بخش آن ریزش وجود داشت و
دیوارها و سقف آن در حال ریزش بودند.

پس از آن
مسیرمان را به سوی «روستای گزان» در پیش گرفته و با حضور در آن روستا و فراخوانی
دانش‌آموزان بسته‌های لوازم‌التحریر به آنان اهدا گردید.

پایان
سفر ششم

میثم
بارانی

پایگاه
خبری خادمین نیوز