گزارش یک همسفری با یک خیریه – بخش پنجم

در ادامه سلسله سفرهای به روستاها و مناطق بلوچستان و همراهی با موسسه خیریه خادمین کتیج، در حرکتمان از کتیج به سوی محترم‌آباد مسیرمان را به سمت شمال آن در جهت روستای مدانچ (روستایی در دل کوه) در پیش گرفتیم، و با گذر از این روستا به روستایی بنام «سولکوک» رسیدیم، روستایی که حصاری از […]

در ادامه سلسله سفرهای به روستاها و مناطق بلوچستان و همراهی با موسسه خیریه خادمین کتیج، در حرکتمان از کتیج به سوی محترم‌آباد مسیرمان را به سمت شمال آن در جهت روستای مدانچ (روستایی در دل کوه) در پیش گرفتیم، و با گذر از این روستا به روستایی بنام «سولکوک» رسیدیم، روستایی که حصاری از کوه آن را احاصه کرده بود، مدرسه این روستا بر روی تپه بزرگی که کنار جاده ورودی به روستا و مشرف کامل به آن است،واقع گردیده بود.

 با رسیدن به این روستا دانش‎آموزان که در وقت استراحت کلاس قرار داشتند فراخوانده شده و کیف و لوازم و تحریر کامل تقدیم آنان گردید، پس از آن مسیرمان را به سمت «روستای تیغ‌اب» در پیش گرفتیم، روستایی که نام آن با معرفی دانش‌آموز نخبه‌ای نقل محافل گردید که البته در زمان حضور ما وی در مرکز شهرستان حضور داشته و امکان مصاحبه و گفتگویی هرچند اندک با وی مهیا نگردید، با رسیدن به این روستا چیزی که بیش از مطلب دیگری ما را به حیرت واداشت تعداد زیاد دانش‌آموزان این روستا بود.

«روستای تیغ‌اب» براساس سرشماری سال ۱۳۹۵، روستایی با ۸۴ خانوار و جمعیتی ۴۲۷ نفری می‌باشد که براساس گفته‌های مسئولین بیش از ۱۱۰ دانش‌آموز در مدرسه این روستا در دوره ابتدایی مشغول به تحصیل هستند.

پس از گپ و گفتی با مسئولین این مدرسه پرجمعیت و دیداری با دانش‌آموزان جوینده دانش و اهدای لوازم التحریر و کیف به آنان مسیرمان را به سوی «روستای مَتَری» به پیش گرفتیم روستایی که جاده منتهی به آن شنزاری بیش نیست و برای رسیدن به آن از جاده‌های سنگ‌لاخ و شن‌زارهای رودخانه‌ای و ریگزارهای صحرایی گذشتیم تا به آن رسیدیم روستایی که مدرسه آن کپری بوده که آن هم به تازگی احداث شده بود و زحمت توانستم به آن وارد شویم و امکان راست‌قامت ایستادن در آن وجود نداشت، البته چنین مدارسی در این مناطق کم نیستند، در این کپر کوچک ۱۳ دانش‌آموز مشغول تحصیل بودند، که با حمایت و همت موسسه خیریه کیف و لوازم‌التحریر یک سال تحصیل این دانش‌آموزان به آنان تقدیم شد.

 

چیزی که در این سفر و مشاهده این روستا ذهن را مشغول می‌کند موقعیت این روستا و نزدیکی به فصل زمستان است، این روستا در دشتی وسیع واقع شده بود و باتوجه به وجود سرمای خشک در این مناطق اینکه دانش‌آموزان در فصل زمستان چگونه در آن به تحصیل بپردازند مایه تعجب است البته وضعیت منازل مردم هم تعریف چندانی نداشت، اینکه مردم آن در فصل سرما چگونه گذران می‌نمایند مایه حیرت من شد!.

البته وضعیت مدرسه «روستای تیغ‌اب» هم چندان تعریفی نداشت پنجره‌های آن فاقد شیشه و هرنوع محافظ دیگر بودند و کل کلاسهای این مدرسه از دو کلاس تجاوز نمی‌کرد و این امر سبب میشد که گنجایش دهها نفری دانش‌آموزان را نداشته باشد و به همین دلیل بسیاری از کلاسها دورتادور مدرسه و بر روی زمین برگزار می‌گردید و این چنین روندی در فصل سرما بسیار آزاردهنده خواهد بود.

این سفر هم با تقدیم لوازم و التحریر و کیف به دانش‌آموزان محروم و بی‌نیازمند به پایان رسید، ولازم به ذکر است که در *«روستای سولکوک»* به دلیل حضور آقای بخشدار همراه با گروه تعدادی از مردم و شواری آن روستا خود را به محل حضور گروه رسانده و مشکلات و کمبودها و نیازهای خود را که همانا مهمترین آن مسئله کمبود آب بود را به اطلاع ایشان رساندند، و از آنجایی که بخشدار خود به این مشکلات واقف بوده و اطلاع کامل از وضعیت منطقه خود را داشته و از قبل پیگیر این مسائل گردیده بود قول مساعد رسیدگی هرچه سریع‌تر را دادند.

 

در پایان آنکه همانطور که گفته شد در این سفر همیار همیشه همراه و دلسوز، بخشدار محترم منطقه آقای عبدالصمد رئیسی گام‌به‌گام مانند سفرهای دیگر تماماً همراه گروه بود و همچنین در این سفر آقای راشد بارانی، مسئول محترم نمایندگی آموزش و پرورش کتیج  و آقای حلیم رئیسی دهیار محترم روستای مدانچ ما را همراهی نمودند.

 

میثم بارانی

پایگاه خبری خادمین کتیج